خرید بک لینک
«فکر میکنم هیچ وقت نتونم آدم خوشحالی باشم.» این چیزی بود که دیشب حوالی ساعت ۳ یا چهار صبح بود که بهش رسیدم. در آخرین لحظات بیداری اتفاقی باعث شد نتونم بخوابم و دائمن با خودم کلنجار میرفتم. اتفاقی که افتاد هم اصلن چیز جدیدی نبود ولی چون حدود یک سال و اندی از مرجعاش گذشته بود انتظار این حالت شبه حملهی عصبیطور رو نداشتم. برای این که حدودی از شدت ماجرا دادادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 8 فروردين 1397 ساعت: 17:31

خیلی وقت هست که ننوشتهام. نوشتهام خوب نیست، حالم خوبی هم ندارم. شاید خیلی هم بیارتباط نباشند. یادم هست دفعهی قبل که این طور بودم وقتی بود که دنبال خانه میگشتیم. تنها شدن را نتیجهی مستقل و بزرگ شدن میدیدم. آن موقعها تنهاتر بودم، الان اما به لطف همگروه بودن در کاری از مشورت و همراهی یک دوستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 14 مرداد 1396 ساعت: 21:16

بعضی وقتها که به گذشته فکر میکنم حس میکنم خیلی چیزها بودن که از قبل درستشون رو بلد بودم یا کارهایی بودن که درست انجامشون میدادم. اصلن انگار ناخودآگاه میفهمیدم باید چیکار کنم. الان ولی دیگه بلد نیستم اون کارها رو درست انجام بدم یا نسبت به انجامشون خودآگاه نیستم! باید شونصد سال فکر کنم که میخوام چیکار کنم آخرش هم نتیجه اون طوری که باید و شاید نخواهد شد! بعضی وقتها چیز خاصی هم منظورم نیست، همین برخوردهای مختلفی که تو بچگی به اتفاقات داشتم رو الان ندارم خیلیهاشون رو! به این فکر میکنم که این بزرگ شدن کجای زندگی من رو چطوری تغییر داده؟ چیا ازش یاد گرفتم؟ چرا چیزهایی که قبلن برام بدیهی بودن الان دیگه برام بدیهی نیستن؟ به قول فروید تازه به چیزهایی رسیدم که اذهان کوتهبین با تلاشی کمتر به آن نایل شدهاند! به جز بزرگتر شدن دایرهی اتفاقاتی که باهاشون سر و کار دارم چندان اتفاق خاصی نیوفتاده. بیشتر این طور شده که برای انجام هر کاری چیزهای بیشتری رو باید در نظر گرفت. صرفن معادلات پیچیدهتر شدن اما لزومن بهتر حل نمیشن. انگار دارم جواب حالت سادهسازی شده رو به این درگیری ذهنی حاصل مدلسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: سه شنبه 5 بهمن 1395 ساعت: 23:52

دلنشین که نباشی، ادا اطوارهایت لوس است و بیمزه!

در خوبیهات به چشم تردید نگاه میشه و برای هر صلاحیتی راستی آزمایی نیاز داری!


کاریاش هم نمیتونی بکنی!

اصلن بد نیستیها، فقط به دل ننشستی،

همین.


برچسب: دلنشین به انگلیسی,دلنشین,دلنشین چت,دلنشین ترین جملات زیبا و کوتاه,دلنشین ترین جملات زیبا,دلنشین ترین جملات,دلنشین ترین جملات عاشقانه,دلنشین ترین اشعار,دلنشین راد,دلنشین شالی, نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 2:34

Show me the meaning of being lonely So many words for the broken heartIt's hard to see in a crimson loveSo hard to breatheWalk with me and maybeNights of light so soon becomeWild and free, I could feel the sunYour every wish will be doneThey tell meShow me the meaning of being lonely Is this the feeling I need to walk withTell me why I can't be there where you areThere's something missing in my heartLife goes on as it never endsEyes of stone observe the trendsThey never say, forever gaze, if onlyGuilty roads to an endless love There's no control, are you with me nowYour every wish will be doneThey tell meShow me the meaning of being lonelyIs this the feeling I need to walk withTell me why I can't be there where you areThere's something missing in my heartThere's nowhere to run, I have no place to goSurrender my heart, body and soulHow can it be you're asking meTo feel the things you never show ...Tell me why can't I be there where you are Backstreet Boys - Show me the meaningادامه مطلب

برچسب: کوله پشتی,کوله پشتی دیوتر,کوله پشتی چرم,کوله پشتی کوهنوردی,کوله پشتی دیجی کالا,کوله پشتی مسافرتی,کوله پشتی دوربین عکاسی,کوله پشتی نیکو,کوله پشتی مدرسه,کوله پشتی دانشجویی, نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:43

وقتی حرف میزنی حالت بهتر میشه، وقتی میخندی خوشحالتر میشی، وقتی گریه میکنی سبکتر میشی، وقتی دعوا میکنی واضحتر میشی، وقتی فریاد میزنی تخلیه میشی، وقتی غر میزنی راحتتر میشی وقتی … فقط کافیه «یه» کاری بکنی، فقط یه کار! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:43

اصولن آدمها اطرافیاشون رو دوست دارن. تا این جا که اتفاق خاصی نیوفتاده! :دی اتفاقن خیلی محتمله که آدمها بعضی از اطرافیاشون رو بیشتر از بعضی دیگه دوست داشته باشن، به نظر من تا اینجا هم هنوز اتفاق خاصی نیوفتاده. خیلی منطقیه که بعضیها برای آدم عزیزتر و دوست داشتنیتر باشن. اصلن هر کسی حق داره هر کسی رو هرچقدر دلش میخواد دوست داشته باشه. مشکل از جایی شروع میشه که این بیشتر دوست داشتن داره تو رفتار ما بروز عینی پیدا میکنه! ینی این که آدمها رو بر اساس میزانی که دوست دارم دسته بندی میکنم و با هر دسته یه جور رفتار میکنم.(البته این کار وقتی آدمی از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:43

وارستگی kills.

وارستگی، تهش kills!

برچسب: it kills me,it kills me not to notice,it kills me lyrics,it kills my heart to know,it kills me meaning,it kills the man,it kills me quotes,it kills me melanie fiona download,it kills my heart to see,it kills me remix, نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:42

یه وقتایی هست نسبت به مشکلت دقیق نیستی، یا راه حل خوبی به ذهنت نمیرسه که خیالت رو راحت کنه چیکار باید بکنی! این جور وقتا یه درد بدی داری. مثل کسی که سر جلسهی امتحان جواب سوال به ذهنش نمیرسه مچاله میشی! ولی وقتی برای مشکلی راه حلی تو ذهنت داشته باشی یا دردی نداری، یا دردت یه جنس خوبی داره! ممکنه ناشی از سختی راه حلت باشه، نمیدونم! ولی هر چی هست یه دلخوشیای هم تهش هست. یه دلخوشی ناشی از ایمان به انجام بهترین کار! پینوشت: این جور وقتاست که ایمان میارم راه حق وجود داره : ) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:42

یه وقتایی هست میبینی که چقدر دلت واسه خدا تنگ شده،

که چقدر دوری ازش،

که چقدر حواست نیست،

که چقدر گم شدی.

خودتها، خودت هم گم شدی اصن!


انگار رمضان هر سال مثل یه زنگی میاد و یه تکونی به آدم میده!


برچسب: تا حالا دلت گرفته,تا حالا دلت شکسته,تا حالا شده دلت واسه,اهنگ تا حالا شده دلت بگیره,تا حالا شده دلت بگیره,تا حالا شده دلت خون باشه,تا حالا شده دلت,تا حالا شده دلت واسه خودت,تا حالا شده دلتنگ بشی,تا حالا شده چوب دلتو بخوری, نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:42

چند روز پیش داشتم یه داستانی میخوندم، نویسنده داشت بعضی از رفتارهای خاص افرادی خاص رو توصیف میکرد. یه هو وسطش حس کردم اگه یکی بشینه از دور به من نگاه کنه و داستان من رو بنویسه چطوری میشه؟ فقط که داستان مال همسایه نیست، شاید یه روزی یکی هم داستان تو رو نوشت. جوری که الان هستی رو میپسندی؟ اصن دوست داری چجوری باشی توش؟ هر جوری تصمیم بگیری که زندگی کنی، مهم نیست، مهم اینه که مجبوری یک جوری رو انتخاب کنی. داستانی که میخوندم، «داستان ملالانگیز» از چخوف بود با ترجمهی آبتین گلکار. به شدت کتاب توصیه میشه. خیلی خوب کتاب احساسات آدمها رو تو حالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:42

امر غیر اختیاری حکم ندارد گرچه مقدمات آن اختیاری است.

اگر حرام باشد نباید آن را مرتکب شد.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل نیک‌فر تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 20:42

صفحه بندی